دریچه ها

 

ما چون دو دریچه روبروی هم
آگاه ز هر بگو مکوی هم
هر روز سلام و پرسش و خنده
هروز قرار روز آینده
دل آیینه بهشت اما .. آه
بیش از شب و روز تیر و دی کوتاه
اکنون دل من گرفته و خسته است
زیرا که یکی از دریچه ها بسته است
نه مهر فسون  نه ماه  جادو کرد
نفرین به سفر که هرچه کرد او کرد

/ 2 نظر / 7 بازدید
سیدایوب

سلام مریم سادات مهربون امیدوارم زمانی برسه که وقت داشته باشم و این همه سرم شلوغ نباشه که تا میتونم باهات باشم به امید آن روز[لبخند]

احمد

سلام بسیار عالی وپر محتواست موفق باشید