دریچه

 

ما چون دو دریچه ٬ روبروی هم٬

آگاه ز هر بگو مگوی هم.

هر روز سلام و پرسش و خنده٬

هر روز قرار روز آینده.

عمر آینه بهشت ٬ اما ... آه

بیش از شب و روز تیر و دی کوتاه

اکنون دل من شکسته و خسته هست٬

زیرا یکی از دریچه ها بسته هست.

نه مهر فسون ٬ نه ماه جادو کرد٬

نفرین به سفر ٬ که هرچه کرد او کرد.

/ 3 نظر / 3 بازدید
نازنین

سلام دوست عزیز، برای مشاهده مطالب جالب و خواندنی به سایت مهر پرس بروید.

مثل من

خیلی زیباست این شعر از کیه؟[لبخند]

مهیار

ای ول این نفرین به سفر رو خیلی بجا آوردی