با ياد خداي مهربان

 

زندگي رسم خوشايندي است

زندگي بال و پري دارد با وسعت مرگ

پرشي دارد اندازه عشق

زندگي چيزي نيست كه لب طاقچه عادت از ياد من و تو برود

 

هفت سالم بود …….

دقيقا يادم نيست جشن نيكوكاري بود يا عاطفه ها ! اما يك كادو تهيه كرده بودم براي تزيين روش مونده بودم نمي دانستم گل بزنم ,روي كاغذ چيزي بنويسم ,………..به ياد كارت پستالي افتادم  كه خيلي دوستش داشتم زمينه اش گلهاي شقايق (مات شده)بود كه با خط خيلي زيبايي روش نوشته شده بود :

 

تا شقايق هست زندگي بايد كرد

 

ديدم زيادبي ربط هم نيست . اولش خيلي راحت تصميم گرفتم كه كارت پستال رو الصاق كنم اما خيلي دوسش داشتم(علاوه بر زيبايي ظاهري خيلي پرمفهوم بود).

بعد از كلي كلنجار رفتن كارت رو روي كادو زدم و……الان هم اصلا پشيمون نيستم چون مطمئنم صاحب كارت هنوزم كارت رو نگه داشته چون تا شقايق هست اون كارت هم هست .

اونوقت در باره شقايق خيلي فكر كردم !

نمي دونستم شعر مال كيه ؟

اما گفته:.تا شقايق…… !!

معلوم بود كه شاعر خيلي شقابق رو  دوست داره به خاطر همين عشق و علاقه اش هم…………هنوزم همين نظر رو دارم.و تويٍ  آبي  چطور ؟؟

 

  
نویسنده : مریم ; ساعت ۱٢:٤٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٦ شهریور ،۱۳۸٤
تگ ها :