تمام(سید علی صالحی) چه ساده با گریستن خویش زاده می شویم و چه ساده در گریستن دیگران می میریم. اما میان دشواری دریا و تبسم کرانه، فاصله ای هست. لب اگر تشنه جام شوکرانش در پیش دل اگر تنها ،هزار دشنه پنهانش در پشت. .چنین که در اواسط واژه و معنا معلقیم مگر به روزنکی در حصار بی سایه ،بی دیوار ، ورنه در مویه های موهن مرگ،کو چراغی!؟ چراغی کو تا سپیدگان بی تردید ، زانوی فتیله نلرزاند؟! دریغا ،فاصله ایست میان آ ب و سراب، یک دست بنای اشاره و یک دست مزار خواب   
نویسنده : مریم ; ساعت ۱:٠٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٩ شهریور ،۱۳۸٥
تگ ها :