گستره ی محبت

 

اين شعری است كه ابتدای كتاب گستره ی محبت(از خانم نسرين قديري) خوانده ام:

آرزو مي كردم دشت سرشار زسرسبزي رؤياهارا

من گمان می كردم

دوستي همچون سروي سرسبزچهار فصلش همه

آراستگي است

من چه مي دانستم

هيبت باد مستاني هست

من چه مي دانستم

سبزه مي پژمرد از بي آبي

سبزه يخ مي زند از سردي دي

من چه مي دانستم

دل هر كس دل نيست

قلب ها صيقلي از آهن و سنگ

قلب ها بي خبر از عاطفه اند

 

  
نویسنده : مریم ; ساعت ٥:٢۸ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٤ آبان ،۱۳۸٤
تگ ها :