روز از نو روزی از نو

امروز مال فريدون است

حيف می دانم كه ديگر برنمی داری از ان خواب گران سر

تا ببينی خرد سال سالخورد خويش را كين زمان چندان شجاعت يافته است

تا بگويد :راست می گفتی پدر!

  
نویسنده : مریم ; ساعت ۱:٠٠ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٢ شهریور ،۱۳۸٤
تگ ها :