اونم چقدر زیاد
ای عبور ظريف!
بال را معنی کن
تا پر هوش من از حسادت بسوزد.
ای حيات شديد !
ريشه های تو از مهلت نور
آب می نوشند.
آدمی زاد -اين حجم غمناک-
روی پا شويه وقت
روز سر شاری حوض را خواب می بيند.
......
حال منو دارن می گيرن يه عده ای!!!!!! ديگه حتی حوصله يه لحظه کار کردن رو ندارم حتی نوشتن اين اشعار ديگه برام شيرين نيست دلم می خواد يه هوايی تازه داشته باشم فکراييه تو سرم فقط خدا کنه عملی بشه
خدا تا کی
تاکی

.........البرز من که گفتم اولش فقط بخاطر سهرابه که من می نويسم اما.......؟
راستی من که آخر هفته کار می کنم کسی نمی تونه به من بگه تو کم کار می کنی چون من تموم تلاشم رو دارم می کنم تا بتونم اون ........من همه هفته کار می کنم برام شنبه يا يه شنبه نداره مهم .......   
نویسنده : مریم ; ساعت ۱:٥٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۸ شهریور ،۱۳۸٤
تگ ها :