دوستت دارم...

من از عهد آدم تو را دوست دارم
از آغـــاز عالــم تو را دوست دارم

چه شب ها من و آسمان تا دم صبح
سرودیم نم نم ؛ تـــــو را دوست دارم

نه خطی ، نه خالی ! نه خواب و خیالی !
من ای حس مبهــــم تــــو را دوست دارم

سلامی صمیمی تر از غـم ندیدم
به اندازه ی غم تو را دوست دارم

بیــــا تا صدا از دل سنگ خیــــزد
بگوییم با هم : تو را دوست دارم

جهان یک دهان شد همـــآواز با ما :
تو را دوست دارم ، تو را دوست دارم

 قیصر امین پور

  
نویسنده : مریم ; ساعت ٩:۳٩ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٧ امرداد ،۱۳٩۳